محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3854
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عبد الرحمان با شاه جام گرد نبرد كرد و او را بكشت و بر سرزمين وى تسلط يافت و چهار هزار اسير از آنها پيش قتيبه آورد كه آنها را بكشت . وقتى عبد الرحمان اسيران را بياورد قتيبه بگفت تا تخت وى را برون آوردند و ميان كسان جاى گرفت و بگفت تا هزار كس از اسيران را پيش روى او بكشتند و هزار كس را طرف راست وى و هزار كس را طرف چپ وى و هزار كس را پشت سر وى . مهلب گويد : در آن روز شمشير سران قوم را گرفتند و با آن گردن مىزدند . بعضى شمشيرها بود كه نمىبريد و زخم نمىزد شمشير مرا گرفتند و به هر چه زدند جدا كرد و بعضى كسان از خاندان قتيبه بر من حسد آوردند و به كسى كه با شمشير مىزد اشاره شد كه آن را كج كن ، كمى آن را كج كرد كه به دندان مقتول خورد و آن را شكافت . ابو الذيال گويد : آن شمشير پيش من است . گويد : قتيبه برادر خوارزمشاه و مخالفان وى را به دو تسليم كرد كه آنها را كشت و اموالشان را مصادره كرد و پيش قتيبه فرستاد . قتيبه وارد شهر فيل شد و چيزى را كه بر سر آن صلح كرده بود پذيرفت و سوى هزارسپ بازگشت . گويد : فيل شهر سمرقند است اما گفتهء را وى به نزد من معتبرتر است . باهليان گويند : قتيبه از خوارزم يكصد هزار اسير به دست آورد . گويد : به سال نود و سوم خاصان قتيبه با وى سخن كردند كه كسان خستهاند كه از سيستان آمدهاند اين سال را به آنها آسايش بده اما نپذيرفت و چون با مردم خوارزم صلح كرد سوى سغد رفت . و اشقرى شعرى گفت به اين مضمون : « اگر مطيع مردم زبون شده بودى « هفتاد هزار كس را تقسيم نكرده بودند .